علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥

اسلام و دموكراسى در خاورميانه
تسلر مارک

##
مترجم: مهدى حجت (٢)## تاريخ دريافت: ٢٨/ ١٠/ ٨٢
تاريخ تأييد: ١٩/ ١/ ٨٣ مقدمه‌
گفت‌وگو درباره دموكراسى در جهان عرب اغلب متوجه جهت‌گيرى‌هاى مردان و زنان عادى است، به خصوص كه پرسش‌ها چنين مطرح مى‌شوند كه آيا ايستارها و باورهاى عمومى كه در راه برقرارى دموكراسى مانع ايجاد مى‌كنند، ممكن است به اين باشد كه سنت‌هاى مذهبى حاكم بر بيشتر كشورهاى عربى از ظهور فرهنگ سياسى دموكراتيك جلوگيرى كنند. در حالى كه پرسش‌هايى كه اغلب و مكرر مطرح مى‌شوند درباره ديدگاه‌هاى شهروندان عادى راجع به چيزى است كه گاهى مواقع با عنوان عرب بدوى توصيف مى‌شوند و پاسخ‌ها نيز در بيشتر مواقع بر پايه اطلاعات برداشت‌گرايانه (امپرسيونيستى) و روايتى استوار است. به نظر مى‌رسد برخى تحليل‌گران تحت تأثير پندارهاى قالبى غربيان درباره اعراب و مسلمانان هستند و بر عكس، پژوهش‌هاى تجربى نظام‌مند راجع به ماهيت، پراكندگى و عوامل تعيين كننده گرايش‌هاى سياسى در جهان عرب نادر است.
برخلاف اين وضعيت، مقاله حاضر در پى بررسى تأثير و نفوذ اسلام بر گرايش به سمت دموكراسى است كه در اين زمينه از داده‌هاى مربوط به افكار عمومى كشورهاى فلسطين (كرانه باخترى و غزه)، مراكش، الجزاير و مصر استفاده مى‌كند. در نظر سنجى‌هايى كه توسط محققان عرب يا با همكارى آنها صورت گرفته است، جداول مصاحبه كه حاوى پرسش‌هايى درباره نحوه حكمرانى، دموكراسى و همچنين مفاهيم و كنش‌هاى مرتبط با اسلام است، طورى طراحى شده‌اند كه طيف وسيع و نمايانگرى از افراد بزرگسال را در اين چهار كشور در بر مى‌گيرند. اين نمونه‌بردارى در كشور مصر دو بار صورت گرفته است. اين داده‌ها بنياد تجربى قويى را براى پرداختن به پرسش‌هاى راجع به رابطه اسلام و دموكراسى در سطح فردى تحليل فراهم مى‌كند. دموكراسى و فرهنگ سياسى‌
برخلاف چند مورد استثنا، جهان عرب در سال‌هاى اخير پيشرفت نسبتاً كمى به سمت آزادسازى سياسى داشته است. برعكس، بسيارى از تجربيات ايجاد دموكراسى كه تقريباً يك دهه پيش شروع شدند، يا كاملاً تغيير مسير داده و يا متوقف شده‌اند. يك محقق برجسته آمريكايى اين وضعيت را كاملاً نا اميد كننده و ناخوشايند توصيف مى‌كند: فروپاشى و نابودى فرآيند آزادسازى در الجزايز، تغيير شكل زيركانه‌تر اما نه كمتر عميق تونس به سمت استقرار حكومت پليسى، باز گشت مجدد مصر به تقلب و دست‌كارى در انتخابات (و سركوب جنبش‌هاى سياسى اسلامى) و روى گردانى آشكار مقامات فلسطينى در پذيرش حقوق بشر.
با وجود اين، اهميت آزادسازى سياسى و در نهايت دموكراسى را محققان عرب و همچنين غرب مورد تأكيد قرار داده‌اند. به عقيده يكى از دانشمندان سياسى لبنان، اقتدارگرايان بدون مانع و رادع در بسيارى از كشورهاى عربى راه را براى ظهور بحرانى عميق در تار و پود جامعه فراهم مى‌سازند. به همين سياق، يك روزنامه‌نگار اردنى مى‌نويسد كه يكى از اصلى‌ترين منابع بى‌ثباتى و اعوجاج سياسى، اقتصادى در جهان عرب، كاربرد بدون مانع و رادع قدرت دولت، همراه با توان بوالهوسانه دولت در كاربرد قانون براى رسيدن به اهداف سياسى خود است. ازاين رو يك جامعه‌شناس مصرى استدلال مى‌كند كه بايد اصلاحات سياسى صورت گيرد؛ در غير اين صورت با خطر واقعى هرج و مرج سياسى مواجه خواهيم بود. محقق مصرى ديگرى نيز افسوس مى‌خورد و مى‌گويد اگر چه در دوران جوانى رؤياى دموكراسى در سرداشتم، اما اكنون مى‌بينم كه كشور ما از حيث سياسى در حال پس رفت است.
مطالعات مربوط به تحولات دموكراتيك و تحكيم و تقويت دموكراتيك، دو ملاحظه تحليلى مجزا را مشخص مى‌كند كه بايد به آنها توجه شود. يكى از آن دو به نهادها و فرآيندهاى سياسى مربوط مى‌شود و ديگرى ايستارها و ارزش‌هاى شهروندان را در بر مى‌گيرد كه اغلب با عنوان فرهنگ سياسى از آن ياد مى‌شود. ملاحظات نهادى و فرآيندى مستلزم توجه به لزوم وجود مكانيزم‌هايى هستند، از جمله انتخابات آزاد، رقابتى و منظم كه رهبران سياسى را در مقابل مردم تحت امرشان مسؤوليت پذير و پاسخ‌گو مى‌كنند. فرهنگ سياسى خواهان توجه به جهت‌گيرى‌هاى مردان و زنان عادى و تا آن جا كه به دموكراسى مربوط مى‌شود، به لزوم توسعه و گسترش هنجارى‌هاى مدنى و مشاركتى در سطح شهروندان است.
اهميت فرهنگ سياسى - كه كانون توجه پژوهش حاضر است - در مطالعات تجربى بسيارى كه در دموكراسى‌هاى جديد انجام گرفته، به اثبات رسيده است؛ براى مثال اين مطلب در جمع‌بندى مين‌وارينگ، از دلايل استحكام بيشتر دموكراسى در آمريكاى لاتين در مقايسه با بسيارى از ديگر مناطق در حال توسعه نشان داده شده است. عامل مهمى كه در پايدارى بيشتر دموكراسى‌ها در آمريكاى لاتين دخيل بوده، روى تغيير و دگرگونى در نگرش‌هاى سياسى نسبت به اعتبار بيشتر دموكراسى متمركز است. چو، دايموند و شين ارزيابى مشابهى را در مطالعه خود از كره و تايوان ارائه مى‌دهند. اين سه معتقدند تحكيم و تقويت تحولات دموكراتيك مستلزم وجود باور مستمر و درونى شده و تعهد به مشروعيت دموكراسى در ميان همه شهروندان است؛ از اين رو، همان طور كه انگلهارت به تلخيص آورده، دموكراسى به آسانى از طريق ايجاد تغييرات نهادى و يا اتخاذ تدابير و تمهيدات ماهرانه در سطح نخبگان به دست نمى‌آيد. بقاى آن بر ارزش‌ها و باورهاى شهروندان عادى نيز بستگى دارد. هاريك قابليت اطلاق اين نتيجه‌گيرى به جهان عرب را يادآور مى‌شود، و در نهايت مى‌نويسد: البته يك حكومت دموكراتيك به فرهنگ سياسى دموكراتيك نياز دارد و بالعكس.
تحقيق در دموكراسى‌هاى جديد نيز اهميت ايستارها و ارزش‌هاى ويژه‌اى كه براى استقرار دموكراسى موفق ضرورى و لازم هستند، را نمايان مى‌كند؛ براى مثال رز، ميشلر و هارپ‌فر يادآور مى‌شوند كه جهت گيرى‌هاى مطرح شهروندان حاوى هم حمايت و پشتيبانى براى نهادهاى سياسى دموكراتيك و ارزش‌هاى دموكراتيكى نظير تساهل در برابر تنوع و دگرگونى، و هم ارزش‌گذارى براى رقابت سياسى و پلوراليسم است. طبق نظر گيبسون، شهروند دموكراتيك كسى است كه به آزادى فردى ايمان دارد، از نظر سياسى متساهل است، بى‌اعتمادى به خصوصى به اقتدار سياسى دارد اما همزمان به شهروندان همتاى خود خوشبين است، مطيع است اما با وجود اين خواهان تصريح حقوق خود در برابر دولت است، و دولت را محدوديتى قانونى مى‌داند.
با وجود اهميت چنين تحقيقاتى، مطالعات كمى راجع به ايستارها و ارزش‌هاى مرتبط با دموكراسى مردان و زنان عادى عرب صورت گرفته است. تحقيقاتى كه در اين زمينه صورت گرفته در آنها از داده‌هاى افكار عمومى كشور فلسطين استفاده شده است. همچنين بررسى‌هايى راجع به ايستارهاى سياسى در حوزه‌هاى محدودتر و مرتبط با كشورهاى لبنان، مصر و اردن انجام گرفته است. با اين حال، پژوهشگران علوم سياسى خاورميانه به نبود چنين تحقيقاتى اشاره كرده و از آن اظهار تأسف كرده‌اند. پژوهش حاضر با تكيه بر داده‌هاى افكار عمومى از چهار كشور عرب و طرز تلقى‌هاى موجود در خصوص دموكراسى به عنوان متغير وابسته، در صدد كمك به پر كردن اين شكاف مهم است. مذهب و سياست‌
تا چه اندازه جهت گيرى‌هاى مذهبى ، دوگانگى طرز تلقى‌ها در مورد دموكراسى در جهان عرب را تبيين مى كند؟ دو دسته آثار محققانه كاملاً متفاوت براى دست يابى به برداشت‌هاى مناسب ملاحظه مى‌شوند و يافته‌هاى مطالعه حاضر ممكن است در هر يك از اين دو دسته آثار تأثير داشته باشد: اوّلى به رابطه بين اسلام و دموكراسى مى‌پردازد و كانون توجه آن بيشتر موضوعات مرتبط با آموزه‌ها و انديشه سياسى است؛ دومى مشتمل بر مطالعات تجربى است كه تأثير و نفوذ مذهب و مذهبى بودن بر گرايش‌هاى مختلف سياسى در كشورهاى غربى را ارزيابى مى‌كند. درباره رابطه بين اسلام و دموكراسى گفت وگوهاى زياد و اختلافات فراوانى وجود دارد. با اين كه در برخى مواقع پندارهاى قالبى مطرح مى‌شوند، اما پرسش‌هاى مربوط به تأثير و نفوذ اسلام در خور و مناسب هستند. پيوند تاريخى نيرومندى بين مذهب و سياست در جهان اسلام وجود دارد كه منعكس كننده سرشت اسلام به مثابه مذهبى حقوقى است كه هم براى ساماندهى اجتماعى و هم اخلاق فردى قانون دارد؛ از اينرو، اسلام در شكل‌دهى فرهنگ سياسى نقشى حياتى دارد؛ نقشى كه هيچ يك از كشورهاى مسلمان خاورميانه قادر نيستند تا به طور كامل از گستره فراگير آن بگريزند. اين پژوهش در ادامه معتقد است به احتمال فصل مشترك فرهنگ و سياست در مقايسه با متون (غير اسلامى) ديگر فراگيرتر باشد.
بعلاوه، اسلام طى ربع آخر قرن گذشته به طور روزافزونى در زندگى فرهنگى و سياسى اعراب حضور داشته است. از يك طرف، اجتماعات جديد مسلمانان، گروه‌هاى پژوهشى، سازمان‌هاى رفاهى، مؤسسات مالى، توأم با رشد سريع ظهورات دين دارى فردى نظير حضور در مساجد و اعمال عبادى جمعى به وجود آمدند؛ از طرف ديگر، اسلام در مباحثات مربوط به چگونگى حكمرانى در جهان عرب، به مرجعى پراهميت تبديل شده است. سازمان‌هاى سياسى اسلامى در مبارزه خود با توسل به شعار «اسلام راه حل است»، موفقيت چشمگيرى در جذب پيروان جديد از جمله جوانان، زنان، همچنين مردان و شمار زيادى از اشخاص تحصيلكرده و فرهيخته به دست آورده‌اند. در رابطه با دموكراسى، برخى ناظران به خصوص ناظران غربى، ادعا مى‌كنند كه دموكراسى و اسلام با يكديگر ناسازگارند. آنها استدلال مى‌كنند در حالى كه دموكراسى مستلزم فضاى باز، رقابت، پلوراليسم و روادارى اختلافات است، اسلام همسانى فكرى و پذيرش غيرانتقادى اقتدار را ترويج و تشويق مى‌كند. نكته مهم ديگر، اين كه گفته مى‌شود اسلام ضد دموكراسى است، زيرا حاكميت را به خدا واگذار مى‌كند كه منبع اصلى استبداد سياسى است، و همچنين تمام احكام و مقررات مربوط به نحوه اداره و حكمرانى جامعه مؤمنان بايد از قوانين مقدس الهى اخذ شود. در نظر برخى از محققان، اين تحليل بدان معناست كه اسلام در نهايت به طور حتم در دولتى توتاليتر تجسم مى‌يابد. خدورى محقق برجسته جهان عرب و اسلام در كتاب دموكراسى و فرهنگ سياسى عرب بيان نيرومندى از اين نظريه را ارائه مى‌دهد. او مى‌نويسد: انگاره حاكميت مردم به عنوان بنياد مشروعيت حكومت، ايده نمايندگى يا انتخابات، حق رأى مردم، نهادهاى سياسى كه به واسطه قوانينى كه به تصويب مجالس قانون‌گذارى مى‌رسند به قاعده در مى‌آيند، حفاظت و پاسدارى اين قوانين توسط قوه قضاييه مستقل، ايده‌هاى مربوط به سكولار بودن دولت، جامعه متشكل از انبوهى از گروه‌ها و انجمن‌هاى خودكنش‌گر - تمام اين‌ها با سنت اسلامى عميقاً بيگانه‌اند.
اما بسيارى ديگر اين نظر را رد مى‌كنند كه اسلام مخالف تلاش براى دست‌يابى به دولتى پاسخ‌گو و مسؤوليت‌پذير محسوب مى‌شود. آنها متذكر مى‌شوند اسلام وجوه و نظرات زيادى دارد تشريح تك بعدى اين مذهب را قوياً مورد ترديد قرار مى‌دهد. آنها همچنين اشاره مى‌كنند به اين كه تنوع چشمگيرى در تفسيرهايى كه محققان و متألهان مسلمان از قوانين مذهبى ارائه مى‌دهند وجود دارد. در ميان اينها اظهاراتى در حمايت از دموكراسى وجود دارد كه برخى از اين اظهارات متعلق به نظريه‌پردازان برجسته اسلامى است. سرانجام اين كه آنها مصرانه ادعا مى‌كنند فضاى باز، تساهل و نوآورى‌هاى پيشرو و مترقيانه در ميان سنت‌هاى همبسته با اين مذهب به خوبى نمايان هستند و بنابراين كاملاً با اسلام سازگارند. چنين ارزيابى‌هايى در «مركز مطالعه اسلام و دموكراسى» كه به تازگى تأسيس شده بيان نهادى به خود گرفته است. اين مركز در سال ٢٠٠٠ دو كنفرانس بين المللى برگزار كرد كه در آن متفكران و محققان پنج كشور جهان در پى نشان دادن اين نكته بودند كه گوهر اسلام ضد دموكراتيك نيست؛ به بيان دقيق‌تر، اينان استدلال مى‌كردند كه دليل فقدان حكومت دموكراتيك در بخش عمده‌اى از جهان عرب را بايد در نيروهاى تاريخى و اقتصادى جست.
اين ارزيابى‌هاى متفاوت و رقيب حاكى است كه در درون دكترين اسلامى و سنت مسلمانان هم بايد به دنبال عناصرى بود كه با دموكراسى ناسازگار و هم عناصرى كه با دموكراسى سازگارند. اين خود بدين معناست كه نفوذ مذهب تا حد بسيار زيادى بستگى دارد به اين كه چگونه و چه كسى آن را تفسير كند. در بسيارى از مسائل تفسير واحد و پذيرفته شده‌اى وجود ندارد، حتى توافقى بر سر اين كه چه كسى از جانب اسلام سخن مى‌گويد وجود ندارد. بعلاوه، در باب انگيزه‌هاى برخى مراجع مذهبى ترديدهاى جدى ابراز شده است؛ همان طور كه يكى از محققان عرب مى‌گويد نمونه‌هاى فراوانى از دست‌كارى علما و آموزه‌هاى مذهبى وجود دارد كه بيشتر به دليل انگيزه‌هاى سياسى و نه ملاحظات مذهبى صورت گرفته است. آنها تفسيرهاى نظرى اى را ارائه داده‌اند كه تعمداً براى توجيه رفتار دمقامات سياسى طرح ريزى شده‌اند. تمام اين نكات بر لزوم انجام تحقيقات تجربى روشمند راجع به ارتباط بين جهت‌گيرى‌هاى مذهبى و فرهنگ سياسى در جهان عرب و جهان اسلام تأكيد دارد. شمار اندك اما رو به رشدى از مطالعات با تكيه بر داده‌هاى مربوط به افكار عمومى جوامع غربى به دنبال اين ارتباط بوده‌اند. يافته‌هاى اين پژوهش‌ها كاملاً منسجم و بى‌تناقض نيستند. همچنين مطالعاتى كه در آنها طرز تلقى‌هايى در مورد دموكراسى متغير وابسته باشد وجود ندارند. اما اين دسته از ادبيات، گواهى هستند بر اين كه چرا و چگونه مذهب و مذهبى بودن برگرايش‌هاى سياسى تأثير مى‌گذارند.
يك نتيجه‌گيرى اين است كه دلبستگى‌هاى عميق مذهبى معمولاً به ديدگاه‌هاى سياسى بيشتر محافظه كارانه منجر مى‌شود؛ براى مثال تعدادى از اين مطالعات كه در ايالات متحده صورت گرفته نشان مى‌دهد كه مذهبى بودن افراد شديداً و به طور قطع با اتخاذ موضع محافظه كارانه در قبال مسائل مربوط به سياست عمومى رابطه دارد، به خصوص زمانى كه اين مسائل حاوى بعدى اخلاقى يا معنوى باشند. مطالعه‌اى ديگر كه داده‌هاى آن نيز از ايالات متحده است، به اين نتيجه انجاميده كه مذهبى بودنِ به معناى تأكيد بر معناى تحت الفظى كتاب مقدس و تمايل به كشف و پيروزى از رهنمودهاى مذهبى، به طور قطع با ضديت با كمونيسم و حمايت از هزينه‌هاى نظامى و دفاعى بسيار بالا ارتباط دارد. همچنين تحقيقات بر اساس پژوهش پيمايشى در ايالات متحده نشان داده كه اين گرايش‌هاى بازى (ستيزه جويانه) در سياست خارجى در ميان افرادى كه داراى باورهاى قوى انجيلى (عهد جديد) هستند فراگيرتر است.
از طرف ديگر، مطالعه‌اى كه داده‌هايش از اروپاست، نشان مى‌دهد كه مذهبى بودن به طور قطع با سطوح بالايى از بين المللى گرايى و به خصوص حمايت بيشتر از روند ادغام و يكپارچگى اروپا و كمك به كشورهاى در حال توسعه ارتباط دارد. در اين مورد، مذهبى بودن به ميزانى كه پاسخ دهندگان اظهار مى‌كردند كه مذهب در شكل دهى ديدگاه‌هاى شخصى آنها مهم بوده، اندازه‌گيرى مى‌شد. تحقيقى بر پايه داده‌هاى پيمايشى برگرفته از دوازده كشور اروپايى، رابطه مستقيم و مثبتى را بين مذهبى بودن و حمايت از امنيت نظامى در سه كشور، رابطه مستقيم اما منفى بين اين متغيرها در دو كشور، و رابطه مثبت اما غيرمستقيم را در هفت كشور نشان مى‌دهد.
اظهار نظر نهايى كه براى آن شواهدى وجود دارد اين است كه قدرت تبيينى مذهب احتمالاً تابعى از خصوصيات جمعيت شناختى متفاوت است؛ براى مثال پژوهشى براساس داده‌هاى برگرفته از شش كشور اروپايى حاكى است كه مذهب، متغير مستقلى است كه در ميان زنان بارزتر از مردان است. ظاهراً به اين دليل كه زنان مذهبى‌تر هستند و احتمالاً بيشتر تحت تأثير تعليمات مذهبى‌شان قرار مى‌گيرند؛ البته همان گونه كه آن را مى‌فهمند. اگر چه بر لزوم انجام مطالعات بيشتر تأكيد مى‌شود، اما مؤلفان چنين فرض مى‌كنند كه سطح بالاى مذهبى بودن در ميان زنان در محافظه‌كارتر بودن آنها نسبت به مردان نقش دارد.
هيچ كدام از اين دسته آثار محققانه اين مسأله را تبيين نمى‌كند كه آيا و چگونه طرز تلقى‌ها از دموكراسى تحت تأثير جهت گيرى‌هاى مذهبى افراد مسلمان جوامع عرب قرار خواهند گرفت؟ اما هر دو، از يافته‌هاى تحقيق تجربى بيشتر بهره خواهند برد. چنين تحقيقى اين پتانسيل را دارد كه اطمينان را به نفع اين يا آن موضع‌گيرى در مباحثات راجع به اين كه آيا اسلام مانعى براى استقرار دموكراسى است يا حداقل مانعى براى ظهور گرايش‌هاى طرفدار دموكراسى در ميان شهروندان عادى است، بيشتر كند. همچنين بعد تطبيقى تلاش‌هاى علوم اجتماعى را، براى تعيين ماهيت، ميزان و جايگاه روابط بين مذهب و گرايش‌هاى سياسى به طور گسترده توسعه خواهد بخشيد. داده‌ها و برآوردها
پژوهش حاضر از داده‌هاى پيمايشى برگرفته از كشورهاى فلسطين، مراكش، الجزاير و مصر براى بررسى رابطه بين اسلام و دموكراسى در سطح فردى تحليل استفاده مى‌كند. اين نظر سنجى‌ها بين سال‌هاى ١٩٨٨ تا ١٩٩٦ صورت گرفته است. با وجود برخى كاستى‌هاى غيرقابل قبول، آنها بنياد تجربى استوارى را براى ارزيابى اين كه آيا و چگونه جهت گيرى‌هاى مذهبى بر طرز تلقى‌هاى شهروندان عادى در جهان عرب در قبال نحوه حكمرانى تأثير مى‌گذارند، فراهم مى‌كنند.
نظر سنجى در كشور فلسطين در اگوست ١٩٩٥ توسط مركز تحقيق و پژوهش درباره فلسطين در نابلس تحت نظارت مدير آن دكتر خليل شقاقى و رئيس بخش سرشمارى آن دكتر ندير سعيد انجام گرفته است. براى انتخاب پاسخ دهندگان، از رويه چند مرحله‌اى تكنيك‌هاى نمونه بردارى احتمالى استفاده شده است و جدول مصاحبه‌ها طورى ارائه شده كه نمونه‌بردارى از ١١٨٤ نفر كه در كرانه باخترى و غزه سكونت دارند بيشترين بازنمايى را داشته باشد. غيراز چهار درصد از مسيحيان، تقريباً تمام پاسخ دهندگان از مسلمانان سنى مذهب هستند. مركز تحقيق و پژوهش درباره فلسطين از زمان موافقت‌نامه اسلو در سپتامبر ١٩٩٣ هر ٦ تا ٨ هفته يك نظر سنجى عمومى برگزار كرده و به طور روزافزون روش‌هاى دقيق‌ترى را براى ابزارهاى پيمايشى پيش آزمونى، گزينش پاسخ دهندگان و آموزش مصاحبه‌گران توسعه داده است.
نظر سنجى‌هاى شمال آفريقا در مراكش و الجزاير در اواخر سال ١٩٩٥ و اوايل ١٩٩٦ با همكارى و كمك مؤسسه آمريكايى مطالعات مغرب صورت گرفته است. يك گروه تحقيقى بين المللى مركب از پنجاه دانشمند علوم اجتماعى از مراكش، الجزاير، تونس و ايالات متحده اين پروژه را سرپرستى مى‌كردند. در هر يك از كشورها تقريباً نظر سنجى يكسانى صورت گرفته و تمام گروه‌هاى ملى حداقل متشكل از محققانى از سه رشته دانشگاهى مختلف بودند. اين گروه‌ها به طور منظم توانسته‌اند طى يك دوره سه ساله از عهده اين پروژه برآمده و سپس وجوه مفهومى و هم روش شناختى آن را بيرون بكشند. نظر سنجى‌ها در رباط مراكش، و اوران الجزاير انجام گرفته است. اگر چه داده‌ها تنها به يك شهر در هر كشور محدود است، اما نمونه‌ها دقيقاً و با احتياط و به صورت تصادفى از بين هزار خانوار در هر شهر گزينش شده‌اند، از اين رو نمايانگر كل جمعيت و نيز ناهمسانى آن هستند. رباط و اوران از مراكز عمده شهرى با تقريباً يك ميليون نفر سكنه و داراى جمعيتى متنوع از حيث ثروت، سبك زندگى، فرهنگ و الگوهاى سكونتى هستند. اين دو شهر كه از مراكز مهم ادارى، مالى و تجارى به شمار مى‌روند هر كدام مهاجران زيادى از مناطق روستايى، شهرها و دهكده‌هاى كوچك را در خود جا داده‌اند.
در اين نظر سنجى‌ها رويه چند مرحله اى مبتكرانه اى براى گزينش پاسخ دهندگان اتخاذ شد. يك سرى از پرسش‌ها به رئيس هر يك از خانوارها كه به صورت تصادفى گزينش شده بودند داده شد و يك سرى ديگر از پرسش‌ها با گرايش‌هاى سياسى، اجتماعى و اقتصادى به دومين عضو تصادفاً انتخاب شده هر خانوار داده شد، و يك مجموعه الحاقى از پرسش‌هاى مربوط به بارورى و تنظيم خانواده از همه زنان خانوار كه در سنين بچه‌دار شدن هستند پرسيده شد. دقت‌هاى فراوانى در آموزش مصاحبه‌گران كه بيشتر از دانشجويان بودند صورت گرفت.
در مورد مصر دو نظر سنجى وجود دارد. نخستين آن در اواسط سال ١٩٨٨ تحت سرپرستى دكتر جمال سويدى صورت گرفت. سويدى هم اكنون مدير مركز مطالعات استراتژيك و پژوهش ابوظبى است و اين پروژه را با همكارى مؤلف فعلى آن طرح ريزى كرد. براساس نمونه بردارى طبقه‌اى از ٢٩٥ فرد بالغ در قاهره، پاسخ‌دهندگان كاملاً ماهيت تنوع و ناهمسانى جمعيت شهر را بازتاب مى‌دهند. نمونه‌ها دربردارنده تقريباً تعداد برابرى از مردان و زنان هستند و على رغم كم نمايى كم اهميت افراد بى‌بضاعت و كمتر تحصيل كرده، از حيث سن، آموزش، موقعيت اجتماعى - اقتصادى و محل سكونت كاملاً نمايانگر هستند. به منظور تسهيل در مقايسه مردم مسلمان سنى مذهب در ديگر كشورهاى عرب، مسيحيان مصرى از نمونه‌بردارى بيرون گذاشته شدند. مصاحبه‌ها را دانشجويان دانشگاه و كارمندانى انجام دادند كه به مدت چهار روز كلاس‌هاى توجيهى ديده و سپس در يك آزمون براى بررسى ميزان مهارت‌شان شركت كردند.
نظر سنجى دوم مصر در قاهره و بندر اسكندريه در اواخر سال ١٩٩٢ انجام گرفت. اين نظر سنجى را مؤسسه بازار پژوهشى، مستقر در شهر امان كشور اردن كه طرف قرار داد با آژانس اطلاعات ايالات متحده است انجام داد. نمونه بردارى احتمالى منطقه‌اى كه مستلزم سيرتصادفى است، در هر دو شهر به كار برده شد و از چهارصد نفر در قاهره و صد نفر در بندر اسكندريه مصاحبه به عمل آمد.
مطالبى كه احتمالاً براى ارزيابى طرز تلقى افراد از دموكراسى مورد استفاده قرار مى‌گيرد در چهار مجموعه داده‌ها متفاوت هستند. نظر سنجى فلسطين حاوى شمارى از پرسش‌ها درباره اهميت عملكردهاى دموكراتيك است، از جمله مسؤوليت‌پذيرى حكومت و پارلمان انتخابى كه نمايانگر گرايش‌هاى سياسى مختلف است؛ نظر سنجى‌هاى مراكش و الجزاير كه از همان برنامه مصاحبه‌اى استفاده كرده، از پاسخ‌دهندگان خواسته كه اهميت گشوده بودن رهبران سياسى در برابر ايده‌هاى سياسى مختلف نسبت به ديگر ضوابط، و اهميت توسعه و گسترش نهادهاى دموكراتيك نسبت به ديگر اولويت‌هاى عملى حكومت را ارزيابى كنند، نظر سنجى ١٩٨٨ مصر حاوى پرسش‌هايى درباره الگوى برتر حكومت است. براى مثال از پاسخ‌دهندگان خواسته شده كه نظام‌هاى پارلمانى و ليبرالى دموكراسى را نسبت به ديگر صورت بندى‌هاى سياسى و ايدئولوژيكى از جمله سوسياليسم، ناسيوناليسم عرب و حكومت اسلامى ارزش گذارى كنند؛ سرانجام نظرسنجى ١٩٩٢ مصر از پاسخ‌دهندگان خواسته كه اهميت داشتن انتخابات آزاد و رقابتى را در كشورشان ارزيابى كنند. اين سؤالات در جدول شماره يك آمده است.
به جز نظر سنجى سال ١٩٩٢ مصر، تحليل عاملى سؤالات جدول شماره يك را از مجموعه بزرگ‌ترى از پرسش‌هاى واقع در هر برنامه مصاحبه كه به منظور سنجش طرز تلقى افراد از دموكراسى بوده، انتخاب مى‌كند. تحليل عاملى مواردى را كه همگرا هستند و بنابر اين مفهوم زيربنايى يكسانى را ارزيابى مى‌كنند و بدين وسيله اعتماد به روايى و اعتبار را افزايش مى‌دهند، مشخص مى‌كند. اعتماد با عنايت به اين واقعيت كه نظر سنجى‌هاى مراكش و الجزاير نتايج يكسانى در پى داشتند. بيشتر افزايش مى‌يابد. تنها در نظر سنجى سال ١٩٩٢ مصر نشان دادن نشانه اعتبار و درستى ناممكن بود. اين نظر سنجى تنها حاوى يك مطلب مربوط به دموكراسى بود.
تحليل‌هاى عاملى همچنين در همه موارد حاوى سؤالاتى راجع به اسلام بوده و اين مهم است كه اين دو بعد يكسان در هر چهار مورد، يعنى جاهايى كه اين تكنيك به كار برده شده، نمايان گرديد: يك بعد بر پايه پرسش‌هاى مربوط به دين‌دارى شخصى از جمله نمازخواندن قرار دارد و بعد ديگر بر پايه سؤالات مربوط به نقش سياسى اسلام از جمله پرسش‌هاى مربوط به جنبش‌هاى سياسى اسلامى، درگيرى سياسى رهبران مذهبى و رهنمودهاى اسلام در امور عمومى قرار دارد. در نظر سنجى ١٩٩٢ مصر تنها يك سؤال راجع به مذهب وجود داشت. در اين سؤال از پاسخ‌دهندگان پرسيده شده كه آيا آنها موافق هستند كه كشورشان همواره طبق قوانين و ارزش‌هاى اسلام هدايت شود يا خير؟ (جدول شماره يك) تحليل و يافته‌ها
متغير وابسته در اين تحليل طرز تلقى افراد از دموكراسى است. اين متغير در فلسطين، مراكش، الجزاير و مصر در سال ١٩٨٨ از طريق شاخص جمع‌پذير تدوين شده از سؤالات بجايى - كه در جدول شماره يك نشان داده شده - ارزيابى گرديده است. در هر مورد، پاسخ‌ها به دو دسته تقسيم و سپس جمع زده شده‌اند. براساس اين برآوردها، جدول شماره دو براى هر يك از مجموعه داده‌ها نسبت پاسخ‌دهندگانى كه به درجات مختلف براى دموكراسى اهميت قائل شده‌اند را نشان مى‌دهد. اين جدول همچنين پاسخ‌هاى داده شده به سؤال واحدى را نشان مى‌دهد كه طرز تلقى افراد از دموكراسى را در نظر سنجى ١٩٩٢ مصر ارزيابى مى‌كند. چنين رويه‌هاى مشابهى براى ساخت شاخص‌هاى جمع‌پذير كه دين‌دارى شخصى و طرز تلقى افراد از نقش اسلام در امور سياسى و عمومى را ارزيابى مى‌كند، به كار برده شده است.(جدول شماره دو).
تفاوت‌هاى زياد مجموعه داده‌ها كه در جدول شماره دو نشان داده شده، حداقل بخشى ناشى از تفاوت ابزارهاى پيمايشىِ به كار برده شده است. اما اين جدول نشان مى‌دهد كه در درون هر يك از جمعيت‌هاى موضوع نظر سنجى، چندسانى قابل توجهى نيز وجود دارد. براى تعيين اين كه آيا جهت گيرى‌هاى مذهبى براى توجيه اين چندسانى مفيد هستند، تحليل رگراسيون براى بررسى رابطه بين گرايش به دموكراسى و هر يك از دو بعد اسلام مشخص شده توسط تحليل عاملى به كار برده شده است. سن و آموزش به عنوان متغيرهاى كنترلى در نظر گرفته شده‌اند و الگوها نه تنها در مورد كل نمونه‌ها بلكه در مورد زيرنمونه‌هايى بر مبناى جنسيت نيز اعتبار دارند.
در اين راستا ابتدا به مورد فلسطين مى‌پردازيم. تحليل رگراسيون نشان مى‌دهد كه دين دارى شخصى به طرزى معكوس با حمايت و پشتيبانى از دموكراسى مرتبط است، در حالى كه خواست نفوذ و تأثير مذهب در امور سياسى از حيث آمارى تا ميزان قابل ملاحظه اى با متغير وابسته ما ارتباطى ندارد. اما عدم تجمع داده‌ها آشكار مى‌كند كه اين الگو ويژگى‌هاى زنان و نه مردان را ترسيم مى‌كند. بعلاوه اين مطلب از زنان كرانه باخترى و نه زنان نوار غزه به دست مى‌آيد. اين يافته‌ها در جدول شماره سه ارائه شده كه ضرايب‌هاى استاندارد شده رگراسيون را نشان مى‌دهد، چه اين كه شاخصه‌هاى گرايشى، مركب از واحدهاى استاندارد و متعادل اندازه گيرى نيستند. اين جدول همچنين آمارهاى «تى» و درجه معنادارى را بيان مى‌كند.(جدول شماره سه).
در مورد مراكش هيچ رابطه آمارى بين گرايش به دموكراسى و دين دارى شخصى وجود ندارد، اما حمايت و پشتيبانى از رهنمودهاى اسلام در امور عمومى قوياً با متغير وابسته ما ارتباط دارد. به خصوص سطوح بالاى حمايت و پشتيبانى از رهنمودهاى اسلام با سطوح پايينى از اهميتى كه براى هنجارها و نهادهاى دموكراتيك قائل شده‌اند، رابطه دارد. (اين الگو در جدول شماره چهار نشان داده شده است). دو تحليل ديگر بينش‌هاى بيشترى را در اختيار مى‌گذارند. تحليل نخست اندازه‌گيرى مقياسى طرز تلقى افراد از رهنمودهاى اسلام را با دو سؤال اساسى‌اش جايگزين مى‌كند؛ يكى از پرسش‌ها درباره سياست و ديگرى از اقتصاد و تجارت. رگراسيون در اين مورد نشان مى‌دهد كه سؤال مربوط به رهنمودها در امور اقتصادى و تجارى قدرت تبيينى تحليل مقياسى را فراهم مى‌كند، و اين از حيث آمارى در مدل رگراسيون جديد با اهميت باقى مى‌ماند؛ در حالى كه سؤال مربوط به رهنمودها در امور سياسى و حكومتى اهميت آمارى خود را از دست مى‌دهد. دومين تحليل دربرگيرنده تحليل مجزايى است كه براى مردان و زنان در نظر گرفته شده و نشان مى‌دهد كه الگوى قبلاً ارائه شده، براى زنان و نه مردان صادق است. اين يافته‌ها نيز در جدول شماره چهار نشان داده شده است.(جدول شماره چهار).
يافته‌هاى مورد الجزاير شبيه يافته‌هاى مراكش است. حمايت و پشتيبانى از رهنمودهاى اسلام به طور معكوس با گرايش‌هاى دموكراتيك از حيث آمارى تا حد زيادى مرتبط است. همچنين مانند مورد مراكش، رهنمودهاى اسلام در امور اقتصادى و تجارى و نه سياسى و حكومتى با اهميت تلقى شده است؛ زمانى كه سؤالات فردى در تحليل داخل مى‌شود، و اين رابطه در اين جا نيز دوباره براى زنان و نه مردان صادق است؛ زمانى كه داده‌ها بر اساس جنسيت نافراهم مى‌شود. بعلاوه دين دارى شخصى به طور معكوس، البته تنها در مورد زنان، با گرايش‌هاى دموكراتيك ارتباط دارد. اين يافته‌ها در جدول شماره پنج آمده است. (جدول شماره پنج).
داده‌هاى سال ١٩٨٨ مصر نشان مى‌دهد كه دين دارى شخصى، با وجود عدم حمايت و پشتيبانى از وجود رابطه قوى بين مذهب و سياست، به طور معكوس با ميزان اهميت قائل شدن براى دموكراسى رابطه دارد. همچنين مانند موارد پيشين از حيث آمارى اين رابطه معنادار در مورد زنان و نه مردان صادق است. داده‌هاى ١٩٩٢ مصر حاوى سؤالى نيست كه مذهبى بودن شخصى را مورد ارزيابى قرار دهد. تنها سؤالى كه به مذهب مى‌پردازد حمايت و پشتيبانى از اسلام سياسى را ارزيابى مى‌كند، و مانند داده‌هاى ١٩٨٨ مصر، اين متغير رابطه‌اى با گرايش به سمت دموكراسى ندارد. البته اين نمونه اى است كه در مورد هم زنان و هم مردان و نيز ساكنان بندر اسكندريه و قاهره صدق مى‌كند. يافته‌ها از داده‌هاى ١٩٨٨ در جدول شماره شش آمده و يافته‌هاى داده‌هاى ١٩٢٢ مصر در جدول شماره هفت آمده است. (جدول شماره شش و هفت) نتيجه‌
بر اساس اين يافته‌ها سه دسته از نتايج احتمالى را مى‌توان عرضه كرد. همه آنها سؤالاتى را مطرح مى‌كنند كه شايسته انجام تحقيقات بيشترى است. نخست اين كه على رغم وجود شمارى روابط معنادار از حيث آمارى، چنين به نظر مى‌آيد كه اسلام اغلب كمتر از آنچه پژوهشگران جوامع عرب و اسلامى مطرح مى‌كنند، در طرز تلقى‌هاى سياسى افراد نفوذ دارد. به خصوص در كامل‌ترين مدل‌ها كه در جداول ٣ - ٧ آمده، و در آن پاسخ‌دهندگان زن و مرد به طور جداگانه مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند، جهت‌گيرى‌هاى مذهبى از ٢٢ مورد تنها در پنج مورد حاوى روابط معنادارى از حيث آمارى با متغير وابسته هستند. البته مطالعه حاضر هم از حيث زمانى و هم مكانى محدود است؛ همچنين به سطح فردى تحليل محدود شده است. با وجود اين، قوياً بر اين نكته تأكيد مى‌كند كه اسلام نبايد زمانى كه سعى مى‌شود تا جهت‌گيرى‌هاى سياسى اعراب را تبيين كنيم تنومند شود و به خصوص گواهى است بر اين كه حمايت و پشتيبانى از دموكراسى ضرورتاً در ميان افرادى كه شديدترين دلبستگى‌هاى اسلامى را دارند كمتر نيست. برعكس، كسانى را تأييد مى‌كند كه تز «اسلام مانع ظهور گرايش‌هاى سياسى هادى دموكراسى است» را به چالش مى‌كشند.
دوم اين كه جايگاه اين روابط از حيث آمارى معنادار يا غير معنادار در خور توجه است. سه الگوى مشخص وجود دارد. يكى از اين‌ها تفاوت‌هاى مربوط به جنسيت را لحاظ مى‌كند؛ در حالى كه در اغلب موارد هيچ رابطه‌اى بين دلبستگى‌هاى اسلامى و گرايش به سمت دموكراسى وجود ندارد. تمام پيش‌بينى‌هاى اين الگو در ميان زنان يافت مى‌شود.
دين‌دارى شخصى در ميان زنان كرانه باخترى، الجزاير و مصر ١٩٨٨، قدرت تبيين كنندگى دارد، اگر چه اين مطلب در مورد زنان غزه و مراكش صدق نمى‌كند. دلبستگى‌هاى شديدتر اسلامى به طرزى معكوس با حمايت و پشتيبانى از دموكراسى در هر يك از اين موارد ارتباط دارد. اگر چه براى فهم دلايل اين الگو نياز به تحقيقات بيشترى است، اما به نظر مى‌رسد زنان مسلمان تا اندازه‌اى احتمالاً بيشتر از مردان در خصوص امور سياسى از مذهب راهنمايى مى‌گيرند. اين ممكن است به اين دليل باشد كه مردان درگير زندگى در بيرون از منزل هستند و اطلاعات مربوط به مسائل سياسى را از منابع وسيع‌ترى كسب مى‌كنند، در حالى كه زنان تا حد بسيار زيادى فقط به مذهب متكى هستند.
الگوى به دست آمده ديگر اين است كه حمايت و پشتيبانى از اسلام سياسى و رهنمودهاى مذهب در امور سياسى قدرت تبيين كنندگى كمى دارد. تنها در ميان زنان مراكش و الجزاير و فقط در رابطه با رهنمودهايى در امور اقتصادى و تجارى، و تا اندازه‌اى سياسى و حكومتى برآوردهاى درخورى وجود دارد كه به شدت با گرايش‌هاى دموكراتيك رابطه دارد. اين امر حاكى از اين است كه حمايت و پشتيبانى از اسلام سياسى مستلزم انكار دموكراسى نيست و اين كه آنهايى كه در مورد جنبش‌ها و خطى‌مشى‌هاى اسلامى نظر مساعدى دارند، احتمالاً كمتر از ديگران از رقابت سياسى و مكانيزم‌هاى مطلوبى كه رهبران را پاسخ‌گو و مسؤوليت پذير نگه مى‌دارد، حمايت و طرفدارى نمى‌كنند. بنابراين حداقل در نزد افكار عمومى، ناسازگارى ضرورى بين دموكراسى و حكومت اسلامى وجود ندارد؛ به عبارت ديگر، با توجه به نارضايتى عميق از ترتيبات سياسى موجود، بسيارى ممكن است از آلترناتيوى حمايت كنند كه اصول اسلامى عدالت و حمايت از ضعفا را با يكديگر تلفيق كند.
الگوى آخرى كه شايسته تفسير است رابطه معكوس بين خواست رهنمودهاى اسلامى در امور اقتصادى و تجارى با گرايش‌هاى موافق دموكراسى در ميان زنان در مراكش و الجزاير است. با وجود اين كه مجموعه داده‌هاى ديگر در پژوهش حاضر حاوى معيارهايى نيست كه به واسطه آن اين رابطه كشف شود؛ اما اين يافته‌هاى همسان و غير منتظره از دو كشور شمالى آفريقا حاكى است كه اين الگو ممكن است قابل تعميم باشد. به احتمال زياد زنان از وضع كنونى اجتماعى اقتصادى ناراضى و ناخشنودند و از اين رو طرفدار سياست‌هايى هستند كه به وسيله ارزش‌هايى كه آنها را به اسلام پيوند مى‌دهند، هدايت مى‌شوند، نظير عدالت، مساوات، رفاه اجتماعى و حمايت از ضعيفان . در صورت صحت، اين امر مى‌تواند بستگى بيشتر زنان به نيازهاى خانواده يا احتمالاً موقعيت اجتماعى و اقتصادى فروتر نسبت به مردان را انعكاس دهد. بر مبناى يافته‌هاى مراكش و الجزاير به نظر مى‌رسد كه اين امور موضوعاتى باشند كه شايسته مطالعه بيشتر است. نكته ديگر اين كه مطالعه حاضر تا اندازه‌اى و نه كاملاً با يافته‌هاى تحقيقاتى كه در ايالات متحده و اروپا انجام گرفته سازگار است. در اين باره به چندين زمينه مشابه مى‌توان اشاره كرد: جهت گيرى‌هاى مذهبى در بيشتر مواقع از گرايش‌هاى سياسى ليبرال به دورند، يافته‌ها از يك مكان تحقيقى تا مكان تحقيقى ديگر فرق مى‌كند و حاكى از اين هستند كه ماهيت و گستره تأثير مذهب بر گرايش‌هاى سياسى احتمالاً تحت تأثير ويژگى‌هاى سطح - سيستمى هستند، و مذهب در ميان زنان از قدرت تبيين كنندگى بيشترى نسبت به مردان برخوردار است. اين مشابهت‌ها حاكى است عواملى كه جهان عرب را از ايالات متحده و اروپا متمايز مى‌سازند ممكن است تا جايى كه به تأثير و نفوذ مذهب بر گرايش‌هاى سياسى مربوط مى‌شود، از اهميت كمى برخوردار باشد.
در نتيجه‌گيرى فرعى، پژوهش حاضر همچنين بيان‌گر اين نكته است كه جهت‌گيرى‌هاى مذهبى اغلب با گرايش‌هاى سياسى، آن گونه كه در مورد ايالات متحده و اروپا بروز كرده، ارتباط ندارد. على رغم وجود چندسانى در يافته‌هاى هر منطقه، مقايسه منطقه‌ها حاكى است كه مذهب در اغلب مواقع و به صورتى همساز بر جهت‌گيرى‌هاى سياسى در غرب تأثير مى‌گذارد تا در جهان عرب. اين امر ممكن است به اين دليل باشد كه سطوح دين‌دارى شخصى در جهان عرب بسيار بالاست و نيز به دليل وجود يك پيوند مشروع قوى و تاريخى بين اسلام و سياست، كه جهت‌گيرى‌هاى سياسى را براى تمايز بخشيدن ميان افراد با تمايلات سياسى ناهمگن كم‌ثمر مى‌كند. اگر درست باشد، اين امر منجر به فرضيه‌اى مى‌شود كه مذهبى بودن را به رده سيستمى مى‌افزايد و قيد و شرطى را فراهم مى‌سازد كه روابط بين مذهب و سياست را در سطح فردى تحت تأثير مى‌گذارد. به ويژه در حالى كه مذهبى بودن در اغلب موارد محافظه‌كارى سياسى را در بيشتر جوامع سكولار ترغيب مى‌كند، اما اين امر در بيشتر جوامع مذهبى كمتر به صورت مكرر و منسجم روى مى‌دهد.
مطالعات نظرى بيشتر، مانند پژوهش در ديگر سطوح تحليل، به منظور رسيدن به فهم كامل‌تر اين كه آيا و چگونه اسلام بر آينده تحولات دموكراتيك در جهان عرب تأثير مى‌گذارد، ضرورى است. مطالعه حاضر اميد دارد كه در اين راستا مشوق و گامى به جلو برداشته باشد و در عين حال همزمان سهمى در تحليل منطقه‌اى - متقاطع و فزايندگى علمى داشته باشد. در اين اثنا شواهدى كه اكنون از فلسطين، مراكش، الجزاير و مصر در دسترس است حاكى است كه اسلام مانعى براى فرآيند دموكراتيك سازى كه برخى متفكران غربى و ديگران مدعى آن هستند، نيست. يك فرهنگ دموكراتيك، مدنى و مشاركت سياسى در واقع براى دموكراسى كامل ضرورى مى‌باشد؛ اما مطالعه حاضر بر آن است كه فقط تا اندازه بسيار محدودى دلبستگى‌هاى اسلامى شهروندان عادى عرب از ظهور چنين فرهنگ سياسى‌اى جلوگيرى مى‌كند. جدول شماره ١
گزاره‌هايى كه براى ارزيابى طرز تلقى‌ها از اسلام و دموكراسى در مراكش، الجزاير، فلسطين و مصر به كار برده شده‌اند.

فلسطين ١٩٩٥ (كرانه باخترى و غزه)
طرز تلقى‌ها از دموكراسى‌
١ - مسؤوليت‌پذيرى بيشتر حكومت بسيار حائز اهميت است.
٢ - آزادى مطبوعات بدون سانسور حكومت بسيار حائز اهميت است.
٣. انتخابات عادلانه و منظم اهميت بسيارى دارد.
٤ - وجود پارلمانى انتخابى كه نماينده تمام گرايش‌هاى سياسى باشد داراى اهميت بسيارى است. دين‌دارى شخصى‌
١ - نماز خواندن به طور منظم‌
٢ - خود را مذهبى دانستن‌
٣ - مراعات تمامى الزامات مربوط به پرهيزهاى مذهبى‌ اسلام و سياست:
١ - مردان مذهبى بايد نقش اصلى و مهمى در سياست داشته باشند.
٢ - اسلام آن يگانه مذهبى است كه فلسطينيان به واسطه آن مى‌توانند به حقوق خود دست يابند.
٣ - حمايت و پشتيبانى از احزاب سياسى اسلامى.
٤ - حمايت از استقرار دولتى بر مبناى خلافت اسلامى.
مراكش و الجزاير ٦ - ١٩٩٥
طرز تلقى‌ها از دموكراسى‌
١ - مدارا و تحمل ايده‌هاى سياسى مختلف محكى با اهميت براى رهبرى ملى است. (جايگاه اول يا دوم در فهرستى كه شامل تجربه، احساس عدالت، بى‌نقصى و حساسيت بشرى است).
٢ - توسعه نهادهاى دموكراتيك اولويت اصلى براى حكومت است. (جايگاه اول و دوم در فهرستى كه شامل رفاه اقتصادى، آرامش و همدلى مدنى، و پاسدارى از ارزش‌هاى سنتى است). دين‌دارى شخصى‌
١ - نماز خواندن به طور منظم‌
٢ - مشورت با امام يا فقيه در صورت داشتن مشكل شخصى‌
٣ - خواندن آثار مذهبى در اغلب مواقع (تنها در مورد مراكش) اسلام و امور عمومى‌
١ - باور به اين كه مذهب بايد امور سياسى و حكومتى را راهبرى كند.
٢ - باور به اين كه مذهب بايد امور اقتصادى و تجارى را راهبرى كند.
مصر ١٩٨٨
طرز تلقى‌ها از دموكراسى‌
١ - حكومت پارلمانى نظام سياسى برتر است.
٢ - ترجيح ليبرال دموكراسى به ناسيوناليسم عرب، سوسياليسم و حكومت اسلامى.
٣ - ترجيح نظام سياسى رقابتى در راستاى الگوى ايالات متحده و اروپا.
٤ - مخالفت با اين مطلب كه ارزش‌هاى غربى در حال فرسايش اخلاقى جوامع ما هستند. دين‌دارى شخصى‌
١ - مراجعه به تعاليم مذهبى در هنگام اتخاذ تصميمات مهم زندگى‌
٢ - خواندن مكرر قرآن‌
٣ - نماز خواندن به طور منظم‌
٤ - مراعات تمام الزامات مربوط به پرهيزهاى مذهبى‌ اسلام و سياست‌
١ - مذهب و سياست نبايد از هم جدا باشند.
٢ - مخالفت با اين مطلب كه مذهب مسأله‌اى خصوصى است.
٣ - طرفدارى و حمايت از بيدارى مذهبى كه اكنون در جامعه متداول است.
٤ - حمايت و پشتيبانى از جنبش‌هاى سازمان يافته مذهبى كنونى.
مصر ١٩٩٢
طرز تلقى‌ها از دموكراسى‌
١ - داشتن انتخابات پارلمانى آزاد در كشور بسيار حائز اهميت است. اسلام و سياست
١ - كشور ما همواره بايد با قوانين و ارزش‌هاى اسلامى راهبرى و هدايت شود. جدول شماره ٢
اهميتى كه در مراكش، الجزاير، فلسطين و مصر براى دموكراسى قائل شده‌اند. فلسطين ١٩٩٥
بسيار مهم است: ٨/١٦ درصد
تا اندازه‌اى مهم است: ٣/٤٣ درصد
مهم نيست: ٩/٣٩ درصد مراكش ٦ - ١٩٩٥
بسيار مهم است: ٦/١٨ درصد
تا اندازه‌اى مهم است: ٤/٢٦ درصد
مهم نيست: ٠/٥٥ درصد الجزاير ٦ - ١٩٩٥
بسيار مهم است: ٥/٥ درصد
تا اندازه‌اى مهم است: ٨/٣٢ درصد
مهم نيست: ٧/٦١ درصد مصر ١٩٨٨
بسيار مهم است: ٢/١٣ درصد
تا اندازه‌اى مهم است: ١/٢٢ درصد
مهم نيست: ٧/٦٤ درصد مصر ١٩٩٢
بسيار مهم است: ٦/٣٨ درصد
تا اندازه‌اى مهم است: ٨/٣٩ درصد
مهم نيست: ٦/٢١ درصد
جدول شماره ٣

رگراسيون چند متغيرى تأثير و نفوذ جهت گيرى‌هاى اسلامى را برگرايش به دموكراسى در فلسطين نشان مى‌دهد. %%
  نمونه كلى  مردان زنان‌
دين دارى شخصى ١٣/-
***(٧٧/٣-)
 ٥٣/ -
(٤./١-)
١٢ / -
 ***(٥٢/٢-)
اسلام و سياست ٢٦/٠
(٧٦/ -)
 ٠٢/-
(٤٦/ -)
٠٥/ -
(٠٥/ ١)
آموزش ١٢/ -٠
(٧٠/٣)
٠٩/ -٠
(٩٥/١)
١٠/ -٠
(١٥/٢)
سن ١٤/٠
***(٢٨/٤-)
 ١٢/٠
 ***(٨١/٢)
٠٩/٠
*(٩٥/١)
پايايى ***(٤٣/٣٨) ***(٥./٢٦) ***(٤٨/٢٤)
%%
توجه: جدول ضرايب استاندارد شده (ساختاربتا) را نشان داده و آمارهاى‌تى را در پرانتزها ارائه كرده است.
 *p<.٠٥,**p<.٠٢,***p<.٠١
‌ %%
  مردان كرانه باخترى زنان‌كرانه‌باخترى مردان غزه زنان غزه
دين‌دارى شخصى ٠٥/ -
(٧٠/٠)
١٥/ -
***(٥٠/ ٢-)
١١/ -
 (٣٠/١-)
٠٥/ -
 (٦٧/ -)
اسلام و سياست ٠٨/ -
(١٨/ -)
٠٠/ -
 (١٣/ -)
١٠/ -
(٢١/١)
٠ ١٥/ -٠
 (٩٠/ ١)
آموزش ١٣/٠
**(٣٠/٢)
 ١١/٠
*(٩٥/١)
 ٠٢/ -
 (٣٢/ -)
 ٠٦/٠
 (٧٦/٠)
سن ٠٩/٠
(٥٣/١)
١٠/٠
(٧١/١)
٢٢/٠
***(١٧/٣)
 ٠٩/٠
 (٠٤/١)
پايانى ***(٢٧/٢٢)  ***(٩٧/٢٠)  ***(٣٧/١٣) ***(٥١/١٢)
%%
توجه: جدول ضرايب استاندارد شده (ساختاربتا) را نشان داده و آمارهاى‌تى را در پرانتزها ارائه كرده است.
 *p<.٠٥,**p<.٠٢,***p<.٠١ جدول شماره ٤
رگراسيون چند متغيرى تأثير و نفوذ جهت‌گيرى‌هاى اسلامى برگرايش به دموكراسى در مراكش را نشان مى‌دهد. %%
  نمونه كامل  نمونه كامل  تنها مردان تنها زنان‌
دين‌دارى شخصى ٠١/ -
(٣٧٨/ -)
٠٠/٠
(٠٨/ -)
٠١/٠
(٢٤/٠)
٠٠/ ٠
٠٩/ -)
رهنمودهاى اسلامى
در امور عمومى
(٠٩/ -)
**(٥٠/ ٢-)
     
١- در امور سياسى
و حكومتى
  ٠٦/ -
(٢٣/١-)
١١/ -
(٦٧/١-)
٠١/ -
(١٥/١-)
٢- در امور اقتصادى
و تجارى
  ١٢/ -
 **(٤٣/٢-)
٠٨/ -
 (٢٠/١-)
١٥/ -
(١٧/٢-)
آموزش ٤٠/ ٠
***(٧٠/ ١٠)
٣٨/٠
***(٧٥/ ٩)
 ٤٠/٠
 ***(٥٤/ ٧)
 ٣١/٠
***(٣٦/ ٥)
سن ٠٥/ -
(٣٧/١-)
٦/٠
 (٤٨/١-)
٣/٠
(٥٨/ -)
١١/٠
 **(٠٠/٢-)
پايايى ***(٠٧/١٩) ***(٢٤/١٨)  ***(٠٢/١٢) ***(٨٦/١٣)
%%
توجه: جدول ضرايب استاندارد شده (ساختاربتا) را نشان داده و آمارهاى‌تى را در داخل پرانتزها ارائه كرده است.
 *p<.٠٥,**p<.٠٢,***p<.٠١ جدول شماره ٥
رگراسيون چند متغيرى تأثير و نفوذ جهت‌گيرى‌هاى اسلامى برگرايش به دموكراسى در مراكش را نشان مى‌دهد. %%
  نمونه كامل نمونه كامل تنها مردان تنها زنان‌
دين‌دارى شخصى ٠٦/ -
(٥٥/١-)
٠٦/٠
(٦٠/١-)
٠٣/٠
(٥٢/...................) Anotates (.................١) اين مقاله از سايت WWW.La. utexas.edu/course اخذ و به فارسى برگردان شده است.٢) دانشجوى دكترى علوم سياسى دانشگاه تهران.